السيد محمد حسين الطهراني

397

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

آيات نازله حركت مىداد . بخارى و غيره از ابن عبّاس در تفسير قوله تعالى : لا تحرك به لسانك لتعجل به گويد : رسول خدا در اداء آنچه را كه از قرآن فرودمىآمد با شدّت و فوريّت ، زبان و دو لب خود را حركت مىداد - از ترس آنكه مبادا كلمه‌اى ساقط شود - و مىخواست آن را حفظ كند ، خداوند نازل فرمود : لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ . خداوند مىگويد : بر عهدهء ماست كه آن را در سينهء تو جمع نمائيم و سپس بخوانيم ، پس چون آن را فروفرستاديم و خوانديم آنگاه از آن خواندن پيروى كن . » ص 260 ، س 6 ، متقن ساختيم ( تعليقه ) : أبو ريّه در تعليقه ص 246 و 247 ، از طبع سوّم كتاب « الأضواء » گويد : « ميان نزول اوّل قرآن و آخرش 20 سال يا 23 سال و يا 25 سال فاصله بود . و اين مبتنى بر اختلاف مدّت اقامت آن حضرت است در مكّه بعد از بعثت ؛ چون بعضى گفته‌اند : ده سال و بعضى سيزده سال و بعضى پانزده سال . امّا در مدّت اقامت آن حضرت در مدينه اختلافى نيست كه ده سال بوده است . و نزول قرآن بر حسب حاجت بوده است ؛ پنج آيه و ده آيه و بيشتر و كمتر نازل شده است . و ليكن در روايت صحيحه آمده است كه : كلمهء غير أولى الضّرر كه بعضى از آيه است بطور جداگانه نازل شده است . » ( كتاب « تبيان » جزائرى ، ص 29 ) ص 265 ، س 16 ، فرستاده مىشود ( تعليقه ) : احمد امين مصرى در كتاب « يوم الإسلام » ( كه در سنهء 1952 مسيحى تأليف كرده است ) در ص 42 و 43 مىگويد : « و اين وحى داراى انواعى است كه برخى از آنها اختصاص به پيمبران ندارد ، بلكه اختصاص به انسان ندارد ؛ زيرا كه حيوانات با غرائز خود به وحى الهى عمل مىكنند ، همان‌طوركه فرمايد : وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ .